شدن در جاده ای که به سحر می رسد
29 بازدید
مصاحبه کننده : روزنامه قدس
نحوه تهیه : فردی
تاریخ نشر : Jul 16 2013 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

شدن در جاده ای که به سحر می رسد

ابوحمزه بیشتر برای کسانی است که طی سال دچار لغزش و گناه شده اند و درپی جبران آن هستند. به عبارت دیگر، نوعی صلح میان عبد و مولاست یکی از راه های تقرب به خداوند و تنعم از رحمت بی پایان او، دعا و اظهار عجز و نیازمندی به درگاه خالق بی همتاست، این مهم در برخی ایام و ماه ها از اهمیت و شأنی دوچندان برخوردار می‌شود.

از مهمترین ایامی که بر دعا تأکید می‌شود، ماه مبارک رمضان است که خوان گسترده الهی زمینه بهره مندی هر چه بیشتر از رحمت و مغفرت الهی را فراهم می‌کند. از ادعیه مؤکد در این ماه دعای ابوحمزه ثمالی است که قرائت آن در سحرهای ماه مبارک همراه با برکات بسیار است. از این رو در گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین علی طباطبایی، استاد حوزه و دانشگاه و مؤلف کتابهایی همچون «تجلی اعظم»،«انسان کامل»، «انسان در حال شدن» پیام این دعا و فرازهایش را بررسی کرده ایم.

دعای ابوحمزه ثمالی از نظر منبع و سند به کدامیک از معصومین (ع) باز می‌گردد و چرا بر قرائت این دعا در شبهای ماه مبارک رمضان تأکید شده است؟
در ابتدا باید توجه داشت، دعا طبق بیانات نورانی امام سجاد(ع) بهترین عبادت است، اینکه ذات اقدس الهی در آیه 60 سوره مبارکه غافر می‌فرماید: «بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را»، به سه نکته اشاره دارد، نخست آنکه دعا عبادت است، دوم آنکه ترک دعا استکبار است و در نهایت آنکه خداوند مستکبران؛ یعنی تارکان دعا را به دوزخ تهدید کرده است.
دعای نورانی ابوحمزه ثمالی دعایی است که وجود مبارک امام سجاد(ع) در تمام سحرهای ماه مبارک رمضان به خواندن آن اهتمام داشته اند، این دعا از نظر سند روایی و حدیثی در مصباح کفعمی و اقبال سیدطاووس آمده است؛ وی با سند خاص خود از ابوحمزه ثمالی این روایت را نقل می‌کند و ابوحمزه طبق بیانات ائمه(ع) از نظر زهد، سلمان عصر خود بود و از وجود مبارک امام هشتم(ع) نقل شده که آن حضرت فرمودند: ابوحمزه ثمالی، سلمان عصر خود بوده است.
وی چهار امام معصوم(ع) را درک کرده و از محضر نورانی آنها معارف الهی را فرا گرفته است، شاگردی در محضر امامان سجاد و باقر(ع)، تلمذ در محضر امام صادق(ع) و درک مقداری از عصر امام کاظم(ع) در زندگی او به چشم می‌خورد.
این دعای ملکوتی از جهت سند تام بوده و از جهت مضمون و محتوا بسیار غنی و بلند است، به عبارت بهتر این دعا کانال نوری است که انسانهای سالک را در جاذبه ربوبی قرار می‌دهد، اولیای الهی وقتی وارد این کانال نور می‌شوند و شعاع جاذبه الهی بر جان مشتاق آنها پرتو می‌افکند، با ترنم الهی درخواست می‌کنند اللهم لا تودّبنی بعقوبتک و ...
اولیای الهی با تلاوت همراه با حلاوت این دعا مدهوش می‌شوند و شرط اصلی مجذوبیت این دعا طهارت باطن است. تا آدمی از زنگار گناه پاک نشود، حلاوت این دعا نصیب او نمی شود، آن چنان که مولوی می‌گوید:
بر سماع راست هر کس چیر نیست
طعمه هر مرغکی انجیر نیست

اصلی ترین بحث در دعای ابوحمزه ثمالی چیست و این دعای پرفیض چه آموزه هایی را در خود نهفته دارد؟
محوری ترین بحث در این دعا مسأله توحید است، برای انسانی که در سیر و سلوک به سوی خدای سبحان است، لقای حق دور نیست و مسافت این راه قریب و نزدیک است، بنابراین اولیای الهی گفته اند:
یک قدم بر خویشتن نه
آن دگر بر کوی دوست
بنابراین، حجابی میان خدا و خلق وجود ندارد، این اعمال زشت و ناشایست انسان است که حجاب می‌شود میان او و حق.
بنابراین مرحوم حکیم سبزواری می‌گوید:
پرده ندارد جمال، غیر صفا جلال نیست
بر آن رخ نقاب نیست بر آن مغز پوست
با همه پنهانی اش هست در اعیان عیان
با همه بی رنگیش در همه زو رنگ و پوست
عمده مباحث محوری این دعای نورانی مسایل توحیدی و ارایه راه های گوناگون برای ارتباط با خدای متعال است.
یکی از فرازهای این دعا به انسان می‌آموزد که اگر در حجاب نفسانی خود نباشد، میان او و خدا فاصله ای نیست، این نقطه اوج دعاست که در این حالت چنان احساس قربی به انسان دست می‌دهد که هیچ فاصله ای میان خود و رب احساس نمی کند و هیچ چیز در مناجات بیش از این حلاوت ندارد که انسان خود را در محضر خداوند ببیند و وقتی میان خود و او فاصله ندید، این اوج قرب عبد است به درگاه اله.

چرا بر قرائت این دعا در سحرهای ماه مبارک رمضان تأکید شده و در دیگر ایام تاکیدی بر خواندن آن دیده نمی شود؟
قرائت دعای ابوحمزه ثمالی در سحرهای ماه مبارک رمضان توسط امام سجاد(ع) انجام می‌شده و قول و فعل امام معصوم(ع) برای ما حجیت دارد.
افزون بر این، در ماه مبارک رمضان که بهترین ماه ها و ماه ضیافت الهی است، سحر بهترین زمانی است که انسان می‌تواند با خدای سبحان در ارتباط باشد که قطعا قرائت این دعای پرفیض بر کیفیت و عمق این ارتباط می‌افزاید.
البته سحر در تمامی ایام سال، بهترین اوقات از نظر معنوی، دنیایی و انسانی برای ارتباط با خدا است؛ زیرا ارتباط با خدا در دل شب در سیره معصومان(ع) و نیز بزرگان است.
در مقایسه با ادعیه ای همچون مناجات شعبانیه، دعای کمیل و... دعای ابوحمزه ثمالی از چه ویژگی های انحصاری برخوردار است؟
پاسخ به این پرسش به طرح مباحث تفسیری این دعا نیاز دارد، اما می‌توان گفت، حلاوت دعای ابوحمزه به گونه ای خاص است.
در مناجات شعبانیه درجات عرفانی دیده می‌شود تا فرد هر چه بیشتر به خدای خویش تقرب بجوید، اما دعای ابوحمزه بیشتر برای کسانی است که طی سال دچار لغزش و گناه شده اند و درپی جبران آن هستند. به عبارت دیگر، نوعی صلح میان عبد و مولاست.

به طور کلی چرا در دین و مذهب ما بر دعا بسیار تأکید شده است، راز این تأکید در چه نهفته است؟
دعا در حقیقت همان رازگویی و نیازخواهی انسان است با خدا، یعنی انسان در مرحله نخست رازی دارد که می‌خواهد با خدای خود رازش را بازگو کرده و نیازش را طلب کند که نخستین گام در برقراری این ارتباط میان انسان با خدا، دعاست.
ذات اقدس ا... نیز انسان را به این راز و نیاز فرا خوانده و تأکید می‌کند: ادعونی استجب لکم؛ یعنی در قبال خواندن خویش از طریق دعا، وعده اجابت می‌دهد، از این رو اگر انسان به فقر خود پی ببرد، دست به دعا برمی دارد و اگر کسی اهل دعا نبود؛ یعنی در پیشگاه الهی احساس فقر نمی کند.
انسان از همان لحظه که فهمید نه از او و نه از غیر خدا هیچ اثری صادر نمی شود و همه محتاج خدا هستند، دست به دعا برمی دارد و فلسفه وجودی دعا چیزی جز این نیست که آدمی به فقر وجودی خویش پی ببرد.
در این میان ماه مبارک رمضان مثل دیگر اوقات نیست، بلکه موضوعیت خاص دارد و خدا در این ماه از جهات مختلف ویژگی های خاص قرار داده تا عبد با خالق خود در ارتباط باشد، خدای سبحان را بخواند و از او درخواست کند.

شرط استجابت دعا چیست، برخی می‌گویند ما هر چه دعا می‌کنیم، به آنچه می‌خواهیم نمی رسیم، آیا این ادعایی صحیح است؟
بی تردید، استجابت دعا حتمی است. این طور نیست که انسان دعا کند و خدا پاسخی ندهد و این سنت بحق الهی است که می‌فرماید: «امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء»؛ یعنی دعا دو شرط اساسی دارد نخست آنکه انسان حالت اضطرار داشته و به غیر خدا امید نداشته باشد و سپس خدا را در این حالت اضطرار بخواند، آن هم نه فقط در دل، بلکه به زبان نیز نیازش را در محضر الهی بازگو کند، زیرا دعا باید به زبان آورده شود.
اگر انسان مضطر بود و در این اضطرار توحید در دعا برایش حاصل شد و آن را به زبان آورد، قطعاً خدای سبحان به دعایش جامه استجابت می‌پوشاند. البته گاه ممکن است این اجابت در قالب دیگری باشد و ما آن را درک نکنیم. به عنوان مثال ممکن است فرزندی خردسال در شرایط بیماری از والدین چیزی را بخواهد که برایش مضر است، والدین چون آگاهی داشته و نسبت به فرزند محبت دارند، ممانعت کرده و از دادن آن غذای خاص مثلا انگور هنگام زکام خودداری می‌کنند و به جای آن سیب می‌دهند.
گاه فرزند مؤدب است و شکرگزار و این محبت والدین را درک می‌کند و زمانی ناسپاس و عصیانگر. ما نیز همین 
گونه ایم؛ یعنی خدا دست ما را رد نمی کند، ممکن است حاجات ما را در صور دیگر اجابت کند.
بنابراین، توحید در دعا، به زبان آوردن دعا و برای خدا وظیفه تعیین نکردن و پذیرش تقدیر الهی معنای دعای عاقلانه و عارفانه است.

قدس آنلاين / کد خبر: 138351

روزنامه قدس  شماره: 7316   تاریخ :سه شنبه 25 تیر 1392 ویژه نامه ماه مبارک رمضان 1434 هجری قمری (ماه ماه)  صفحه 2

آدرس اینترنتی