امام خمینی (ره) هرگز در بحران های اجتماعی منفعل نشد
33 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
مصاحبه کننده : هفته نامه خبری -تحلیلی پنچره
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : هفته نامه خبری -تحلیلی پنچره و پایگاه اطلاع رسانی استاد سید علی طباطبایی( اندیشه وحکمت )
تاریخ نشر : Feb 12 2012 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

امام خمینی (ره) هرگز در بحران های اجتماعی منفعل نشد

در زندگی عارفان واقعی و سالکان حقیقی که به مطلوب رسیدند، می توان تبلور این بیت را به خوبی مشاهده کرد:« در بلا هم می چشم لذات او *** مات اویم، مات اویم، مات او »؛ چون از دیدگاه عرفان هدف اعلای حیات ، قرار گرفتن در جاذبه کمال ربوبی به وسیله تکاپوی آگاهانه و آزادانه است.

امام راحل از آنجایی که به عرفان ناب رسیده بود، همواره دلی شادمان داشت و در طوفان های غم انگیز روزگار، همواره می درخشید و می درخشاند، تازه بود و طراوت می داد، در همه بحران ها و بلاها جنبه الهی و خدایی را می دید و همه چیز را در محضر خدا می دانست؛ بر این اساس هرگز در بحران های سیاسی و اجتماعی منفعل نشد، بلکه انفعال او در جامعه امروز هنوز هویدا است.

دومین اصل« تازگی روح و عدم تکرار در زندگی فردی و اجتماعی » است، انسان های عارف که دارای روح رشد یافته اند، می توانند از انعقاد هرگونه جوهر رسوبی در وجود خود جلوگیری کنند، تا گرفتار تکرار در زندگی نشده و همواره روح تازه ای داشته باشند و در جهان تازه ای با نشاط انسانی زندگی کنند و از سخت ترین مصیبت زندگی و کُشنده ترین حالت روانی انسان، یعنی:« حالت تکرار در زندگی» به دور باشند؛ امام راحل نیز که عارفی با روح رشد یافته بود در زندگی هرگز تکرار نداشت و آن را نمی پسندید.

آرمان عرفانی امام راحل این بود که:« هر دم از این باغ بری می رسد ***تازه تر از تازه تری می رسد» و این آرمان بر گرفته از نو گرایی در عرفان اسلامی است، عارفان اسلامی و الهی مطابق این مبنا که سراسر عالَم، جلوه خدا است و تکرار در تجلی راه ندارد، نو گرا هستند و تاکید دارند« سراسر عالم تازه و فیض جدید حق است»، بنابراین در جنبه های فردی و اجتماعی عارف واقعی همچون امام راحل تکرار مشاهده نمی شود و نشاط همواره در زندگی او هویدا است.

سومین اصل را می بایست در تفاوت میان عرفان مثبت و منفی جستوجو کرد، آنجا که در میان خنده گل های شکوفان و قیافه در هم پیچیده خار مغیلان راز نهفته ای است که دو نوع تَمَوّج مثبت و منفی روح آدمی را نشان می دهد.

جامعه بدون عرفان، کالبدی بدون روح است

عرفان مثبت آن تَموّج مثبت روح عارف در جامعه است، عرفان مثبت، همواره به جامعه روح تزریق می کند و این اصل کلی را اثبات می نماید که عرفان، روح جامعه است و جامعه بدون عرفان، کالبدی بدون روح است.

از سوی دیگر، عرفان منفی و عرفان های به دور از ولایت نه تنها روحی به جامعه تزریق نمی کنند، بلکه جامعه را به سوی تاریکستانی می برند که در آن خود و خدا شناخته نمی شود و سر انجامش همان است که قرآن کریم می فرماید:« الذین کفروا اعمالهم کسراب ... »؛ پس حاصل عرفان منفی چیزی جز سراب نیست و در مقابل کوثر ناب، حاصل عرفان مثبت است و امام راحل چون در عرفان مثبت بود، کوثر ناب قرآنی همه زوایای زندگی عرفانی ایشان را تفسیر می کند.

چهارمین اصل،« عشق به خدا» است، ارزش هستی انسان، بستگی به شخصیت او دارد و« شخصیت انسانی» زمانی به ثمر می رسد که رابطه خود با خدا را دریابد، هنگامی که این رابطه را دریافت، می بیند که بدون عشق و پرستش خدا هستی و نیستی او یکسان است، بر این اساس امام راحل در عرفان قرآنی اش به این حقیقت رسیده بود که زندگی بدون عشق به خدا مُردگی است و زندگی بدون پرستش خدا، سرابی بیش نیست.

این اصل را می توان در سیره علمی و عملی ایشان به خوبی مشاهده کرد، چنانکه برای ایشان لذیذتر از عشق به خدا و پرستش او چیزی نبود و در جنبه های عبادی آن عارف بزرگوار نیز برای انسانهایی که عرفان و امام را می شناختند، این مسئله بسیار ملموس و محسوس بود.

اصل پنجم« عدم ترس و اضطراب» است، کسانی که از موهبت بی بدیل توحید برخوردار نیستند، همواره در اضطراب، تشویش و ترس به سر می برند ورد زبانشان چه کنم، چه کنم است، در حالی که در نظر عارف واقعی، تنها چیزی که در صحنه عین و خارج می ماند، خدا است و تنها چیزی که در عرصه علم ماندگاری دارد، ایمان و معرفت الهی می باشد.

عظمت انقلاب اسلامی، نشانگر توحید قوی امام است

امام راحل نیز هم در بُعد عینیت چیزی جز خدا نمی دید و هم در بُعد معرفت و علم چیزی جز ایمان و معرفت الهی، ایشان را اغنا نمی کرد، ایشان چون از موهبت توحید برخوردار بود، هرگز در زندگی فردی و اجتماعی خود اضطراب نداشت و نمونه آن را می توان در عظمت انقلاب اسلامی و شاهکاری که توسط امام راحل به عنوان افتخار شیعه در طول تاریخ اسلام ثبت شده، مشاهده کرد.

بر اساس همین اصل است که ایشان در بُهبه و بحران انقلاب 57 در پرواز تاریخی شان از پاریس به تهران در پاسخ به خبرنگاری که پرسید: شما چه احساسی دارید، امام می فرماید: هیچ.

البته افراد عادی که طرفی از معرفت نبستند وقتی این مصاحبه را مشاهده می کنند، چیزی نمی فهمند و تعجب می کنند، در حالی که اهل معرفت می دانند که این« احساس نداشتن» در ادبیات عرفانی معنا دارد و آن معنا این است که:« من به فکر وظیفه هستم، نه به فکر نتیجه»؛ چنین آرامشی تنها از عرفان ناب و توحید نشات گرفته است.

امام خمینی (ره) در عرفان نظری و عملی در عصر خود بی بدیلی بودند، اینکه توحید درون انسان پیاده شود، یک مسئله است و علم توحید مسئله ای دیگر، امام راحل یک موحد واقعی بود، نه تنها خدا دان و توحید دان بلکه عارفی بود که نور توحید در همه شئون وجودی او پرتو افکنده بود. آثار امام به چند بخش فقهی، اصولی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی تقسیم می شود، که در بخش اخلاقی و عرفانی نباید این دو را با یکدیگر خلط نمود، تفاوت مهم اخلاق و عرفان عملی آن است که محور اخلاق، تحصیل فضیلت انسانی است و مدار عرفان عملی، تحصیل شهود اسماء حسنی الهی و مظاهر آن است، به عنوان مثال کتاب شریف« اربعین» ایشان بر محور اخلاق بوده و از فضیلت های انسانی بحث کرده است در حالی که کتاب شریف« شرح مناجات سحر» بر مدار عرفان است و بحث از تحصیل شهود اسماء حسنی الهی است.

امام، آزاداندیش ترین عارف شیعی عصر حاضر است

یکی از مهمترین ویژگی های آثار عرفانی امام خمینی آزاداندیشی است، در عصر حاضر آزاد اندیش تر از امام خمینی در عرفان شیعی نیافتیم، البته که فهم این آزاد اندیشی کار عموم دانشگاهیان یا حوزویان و مردم معمولی نیست، کسانی آن را درک می کنند که دستی بر متون عرفانی داشته باشند.

با نگاهی به متون کلاسیک عرفان نظری یعنی« تمهید القواعد ابن ترکه»،« فصوص محی الدین عربی»،« شرح فصوص علامه قیصری» و« مصباح الاُنس» متوجه می شویم که امام خمینی (ره) بر فصوص محی الدین عربی و مصباح الانس تعلیق دارند، که این یادداشت ها بر دو کتاب مذکور نشانگر آزاد اندیشی ایشان در مباحث عرفان نظری است.

معرفی استاد توسط شاگردی حکیم و متاله

در زمینه معرفی آثار عرفانی امام خمینی(ره) کلامی از شاگرد آن عارف بزرگوار، حکیم متاله حضرت آیت الله جوادی آملی در مقدمه کتاب سرالصلاه امام خمینی (ره) نگاشته شده که بهترین کلام برای معرفی آثار عرفانی و ابعاد مختلف شخصیت عرفانی امام خمینی(ره) است.

استاد جوادی آملی در این مقدمه این چنین نگاشتند: «جامعان بین غیب و شهادت مى‏کوشند همه آنچه را فهمیده یا یافته‏اند به جامعه بشرى منتقل کنند؛ لذا گاهى در علوم نقلى با استنباط از ظواهر دینى تدریس و تصنیف دارند؛ و زمانى در علوم عقلى با استمداد از علوم متعارفه و مبادى تبیین‏شده آن دراسه و کراسه‏اى به یادگار مى‏نهند؛ و گاهى نیز در مشاهده‏هاى قلبى با استعانت از کشف‏هاى اوّلى خطاناپذیر معصومان (ع) وراثتى و رسالتى را به شاهدان انتقال مى‏دهند؛ و اسوه سالکان خواهند شد .

یکى از چهره‏هاى درخشان جمع بین غیب و شهود استاد عالیمقام، حضرت امام خمینى (ره)، است که راقم این سطور از مهرماه 1334 تا سال 1341 ه. ش افتخار شاگردى معظم له را داشته، و از دوران به یاد ماندنى مراحل تحصیلیم به شمار مى‏آید .

اگر دهه پر برکت 1357 تا 1368 ه. ش را درخشش نشأه شهادت ایشان بدانیم، چنانکه هست، دهه مبارک 1347 تا 1358ه. ق حتماً فروغ نشأه غیب آن حضرت (ره) خواهد بود؛ زیرا در این دهه بسیارى از نفایس غیبى از انفاس قدسى ایشان به نفوس سالکان مسلک صفا رسیده است. زیرا در سال 1347 ه. ق شرح دعاى سحر را مرقوم داشتند که در آن بین مشهود و معقول و منقول الفتى دلپذیر ایجاد کرد؛ و به تعبیر سزاتر، از هماهنگى آنها پرده برداشت :

سه نگردد بریشم ار او را

پرنیان خوانى و حریر و پرند

و در سنه 1349 ه. ق مصباح الهدایة إلى الخلافة و الولایة را نگاشت، که در آن از چهره نگار خلافت محمدى (ص) و ولایت علوى (ع) غبارروبى نمود، و کیفیت سریان این دو نور را در عوالم غیب و شهود با زبان رمز بیان داشت و همتایى بلکه وحدت این دو را با لسان استعاره اثبات نمود .

و در سال 1355 ه. ق تعلیقه بر شرح فصوص قیصرى و مصباح الأنس محمد بن حمزه فنّارى را به پایان رساند. و در دیباچه تعلیقه بر مصباح الانس تاریخ تَلْمُذ مصباح را چنین مرقوم داشتند: هذا الکتاب الشریف لدى الشیخ العارف الکامل، أستادنا فی المعارف الإلهیة، حضرة المیرزا محمد على الشاه‏آبادی الإصفهانی، دام ظله، فی شهر رمضان المبارک 1350 ه. ق. و در سنه 1358 ه. ق کتاب حاضر، یعنى سرّ الصلاة را تصنیف فرمود. و در آن (فصل پنجم از مقاله یکم و نیز فصل پنجم از مقدمه کتاب) از کتاب اربعین، و نیز در فصل دوازدهم از مقاله دوم، از کتاب مصباح الهدایة خود یاد کرده‏اند. و چون این کتاب سر الصلاة براى خواص تدوین شد و دیگران از آن بهره نمى‏بردند، لذا کتاب آداب الصلاة را جهت فیض همگان مرقوم داشته‏اند . « مقدمه سرالصلاه» ص 20-21

این جملات بهترین سیر در آثار عرفانی امام خمینی (ره) است که محققین و علاقه مندان می توانند بدان رجوع کنند.

کلام آخر

هر یک از آثار عرفانی امام بر عموم مردم مفید نیست، به عنوان مثال شرح دعای سحر را کسی می فهمد که روح تازه و با صفایی داشته باشد و خودش اهل سحر و عرفان باشد، همچنین کتاب مصباح الهدایه که در زمینه امامت و خلافت بحث می کند نیز شرح و بسط فراوانی دارد، در این بین تعلیقات امام بر مصباح الانس و فصوص نیز بسیار فنی و کارشناس و صاحب نظرانه است و این تعلیقات را تنها کسانی می فهمند که فصوص را فهمیده باشند و کسانی فصوص را می فهمند که یک دوره فلسفه را گذرانده باشند، بنابراین تا زمانی که فلسفه برای کسی حل نشده باشد، این مسائل حل شدنی نیست.

آدرس اینترنتی